اگر فیل ها نبودند
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 12:53
قصه امروزمون در مورد یکی از حیواناتی هست که خیلی برای محیط زیست و طبیعت مفیده ، یک حیوان بزرگ و سنگین وزن که توی جنگل زندگی می کنه و خیلی به حیوانات دیگه کمک می کنه ، بچه ها جون شما فکر می کنید در مورد چه حیوونی صحبت می کنم ؟ بله درسته […]
موش کوچولویی که دونه مهربونی می کاشت
-
تاریخ: 1402/4/27 ساعت: 13:54
یکی بود یکی نبود. موش کوچولوی مهربونی بود به اسم ماشا.. ماشا هر روز صبح که از خواب بیدار میشد به این فکر می کرد که امروز چه کارهای خوبی می تونه بکنه، به چه کسایی می تونه کمک کنه .. آخه بابا موشی همیشه به ماشا می گفت:” یادت باشه مهربونی تا دور دست […]
گواهینامه رانندگی در استرالیا
-
تاریخ: 1402/4/27 ساعت: 13:54
گواهینامه رانندگی در استرالیا گواهینامه رانندگی یکی از مهمترین مدارک شناسایی در استرالیا است که برای رانندگی خودروها و سایر وسایل نقلیه در این کشور لازم است. گواهینامه رانندگی در استرالیا توسط دولت فدرال استرالیا و دولتهای ایالتی صادر میشود. در این مقاله، به بررسی نحوه دریافت گواهینامه رانندگی، انوا...
روش های افزایش خلاقیت در کودکان
-
تاریخ: 1402/4/27 ساعت: 13:54
تقویت خلاقیت در کودکان به عنوان یکی از جنبههای تربیت و توسعه فردی، از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. خلاقیت به کودکان کمک میکند که مهارتهای مهم زندگی را بیاموزند و در مواجهه با چالشها و مسائل مختلف بهتر عمل کنند. والدین و مراکز آموزشی و تفریحی کودکان تنها گروههایی هستند که میتوانند به […]
چه بازی ای دوست داری؟
-
تاریخ: 1402/4/27 ساعت: 13:54
بنیامین و خانواده اش تازه به محله جدید اومده بودند. . همه چیز برای بنیامین جدید و هیجان انگیز بود. اون کارهای زیادی داشت که باید انجام میداد. اون باید جعبه های وسایلش رو باز می کرد و اتاق جدیدش رو مرتب می کرد، سری به حیاط خونه جدید می زد و همه جاهای شگفت […]
کلاه شجاعت
-
تاریخ: 1402/4/27 ساعت: 13:54
آدمها توی دنیا به چیزهای مختلفی علاقه دارند و یا از چیزهای مختلفی می ترسند .. همه آدمها و موجودات شبیه به هم نیستند. ممکنه یکی عاشق سوار شدن به قطار باشه و یکی از سوار شدن به قطار بترسه و نگران باشه .. مخصوصا وقتی که قطار از بین جنگلهای انبوه می گذره وxa0 […]
قصه برای کودکان مهد کودک
-
تاریخ: 1402/4/27 ساعت: 13:54
قصه برای کودکان'>کودکان مهد کودک یکی از جذاب ترین آیتم های مهد کودک ها برای کودکان قصه است که هم جنبه سرگرمی و لذت دارد، هم می تواند یک وسیله آموزشی مناسب باشد. قصه برای کودکان مهد کودک باید ویژگی هایی داشته باشد که آن را مناسب می کند؛ چرا که یکی از مهم ترین […]
یک سفر پرماجرا به دنبال اردک کوچولو
-
تاریخ: 1402/4/12 ساعت: 13:29
در بالای کوههای پربرف درست کنار ابرها ، جایی که برفها و یخهای روی کوهها آب می شدند و رودخانه از اونجا شروع می شد، خانواده خرگوش ها زندگی می کردند. xa0اونجا همه چیز ساکت و آروم بود و فقط صدای حرکت یخ های شناور روی آب میومد .. یک روز صبح بانی که کوچیکتری […]
من نمی خوام بخوابم
-
تاریخ: 1402/4/10 ساعت: 13:48
یکی بود یکی نبود. توی جنگل، جوجه تیغی کوچولویی بود به اسم پولک ..پولک هر شب برای اینکه توی تختش بره و بخوابه کلی بهانه می آورد و تا جایی که می تونست دیرتر می خوابید. یکی از شبها که پولک مثل همیشه سرگرم بازی بود و دلش نمی خواست بخوابه ، مامان جوجه […]
پسری با احساسات بزرگ
-
تاریخ: 1402/4/10 ساعت: 13:48
روزی روزگاری پسری بود به اسم نیک با موهای فرفری و یک قلب بزرگ که پر از احساسات مختلف بود. نیک خیلی وقتها فکر می کرد که احساساتش خیلی بزرگتر از بقیه بچه ها است و اون رو به شکل یه ابر بزرگ بالای سرش احساس می کرد.. نیک فکر می کرد فقط اونه که […]
زندگی بدون قانون چه شکلیه ؟
-
تاریخ: 1402/3/31 ساعت: 11:38
اسم من رکسه… من میخوام از ماجراهای عجیب و غریبی که هفته گذشته برام اتفاق افتاد براتون تعریف کنم.. شاید باورتون نشه چه هفته بدی رو گذروندم! ببینم شما تا حالا به قانون هایی که توی خونه ، مدرسه یا شهرتون وجود داره فکر کردید؟ به نظرتون این قانونها خوب و به درد بخورن یا […]
بیلی مربی حیوانات
-
تاریخ: 1402/3/28 ساعت: 16:08
اون روز توی مدرسه خانم معلم دیر اومده بود و همه بچه ها مشغول حرف زدن با هم بودند. اونها در مورد کارهای عجیب و خارق العاده ای که میتونستند انجام بدن حرف می زدند .. یکی از بچه ها با غرور خاصی گفت که تونسته یک کتاب 100 صفحه ای رو توی دو روز […]
دختری عاشق هندوانه
-
تاریخ: 1402/3/24 ساعت: 17:20
نورا دختر کوچولویی بود که عاشق هنوانه بود. اون دوست داشت صبح و ظهر و شب ، همیشه و همه جا هندوانه بخوره! اون صبح ها به عنوان صبحانه هندوانه می خورد، عصرها به عنوان عصرانه هندوانه می خورد و شب ها هم بعد از شام هندوانه می خورد.. یک روز ظهر مامان پلو […]
صدای عجیب و غریب در چمنزار
-
تاریخ: 1402/3/24 ساعت: 17:20
توی یک چمزار وسیع و سرسبز مرغ کوچیکی زندگی می کرد به اسم مِری .. یک روز صبح وقتی مری از خواب بیدار شد شدیدا احساس گرسنگی می کرد. اون نگاهی به گاومیش هایی که توی چمن ها پرسه می زدند و غذا می خوردند کرد و با خودش گفت:” خوش به حال این گاومیش […]
کار فوق العاده سارا
-
تاریخ: 1402/3/17 ساعت: 18:45
سارا یک دختر معمولی بود. درست مثل بقیه بچه ها .. به نظر شما یک آدم معمولی می تونه دنیا رو تغییر بده؟ سارا همxa0 هیچ وقت حدس نمیزد که بتونه یک روز دنیا رو تغییر بده ، ولی سارا تونست! اون تونست که دنیا رو تغییر بده .. یک روز معمولی که سارا از […]
گردش پرماجرای اردک ها
-
تاریخ: 1402/3/9 ساعت: 13:12
یکی از روزهای گرم تابستان مامان اردک تصمیم گرفت به همراه 6 تا جوجه اردک کوچولوی خودش به گردش بره .. جوجه اردک ها عاشق این بودند که مثل قطار پشت مامان اردک راه بیفتند و به جاهای مختلف سر بزنند. مامان اردک و جوجه اردک ها از برکه بیرون اومدند و کنار جنگل […]
دوچرخه سواری هیجان انگیز
-
تاریخ: 1402/3/9 ساعت: 13:12
صبح شده بود و خورشید آفتاب گرمش رو روی دشت پهن کرده بود. موش کور از صبح زود از خواب بیدار شده بود. اون خیلی هیجان زده بود چون اون روز قرار بود که وسط جنگل اردوی کتابخوانی داشته باشند. همه بچه ها قرار بود کتابهای مورد علاقشون رو با خودشون به اردو ببرند. خرسی […]
جعبه خاطرات ( با موضوع از دست دادن و سوگ )
-
تاریخ: 1402/3/1 ساعت: 19:31
اسم من جاناست .. من 8 سالمه .. امروز می خوام براتون ماجرای جعبه خاطراتم رو تعریف کنم . اینکه چطور شد که تصمیم گرفتم یک جعبه خاطرات داشته باشم .. من یک بار که داشتم با بادکنکم بازی میکردم باد شدیدی اومد . من نخ بادکنک رو محکم توی دستم گرفته بودم ولی باد […]
انجام ایمپلنت در کلینیک دندانپزشکی شبانه روزی مینوسا
-
تاریخ: 1402/2/26 ساعت: 11:07
افراد می توانند با مراجعه کردن جهت ایمپلنت به xa0کلینیک شبانه روزیxa0دندانپزشکی مینوسا اقدام به انجام ایمپلنت نمایند. انجام ایمپلنت در کلینیک دندانپزشکی شبانه روزی مینوسا به بهترین کیفیت و مطلوب ترین هزینه انجام می گردد. می توان با بهره گیری از کلیه این خدمات در راستای اهداف شما حرکت نماید. به عنو...
زنگ داستان نویسی!
-
تاریخ: 1402/2/26 ساعت: 11:07
نیک عقب کلاس نشسته بود و حوصلش سر رفته بود. چشماش رو بست تا تصاویر جالبی تو ذهنش به وجود بیان. توی سرش با ماشین های مسابقه ای سریع،دایناسورها، دزدان دریایی و سفینه های فضایی مریخ پرشده بود. زیر لب یواش زمزمه کرد و صورتش رو چرخوند. سپس کمی بلندترغرغر کرد. در واقع اونقدر صداش […]