داستان کودکانه داینا ، دایناسوری با شنل قرمز - تاریخ: 1401/7/24 ساعت: 15:01
3.7/5 - (73 امتیاز)       روزی روزگاری در زمانهای خیلی قدیم جنگلی بود پر از دایناسورهای رنگ و وارنگ.. بین دایناسورها، دایناسور کوچولویی بود به اسم داینا که رنگش بنفش بود و یک تاج قرمز کوچولو روی پیشونیش داشت… اون همیشه یک شنل قرمز هم که مامان بزرگش براش دوخته بود به گردنش […]
قصه کودکانه دوستی ها - تاریخ: 1401/7/24 ساعت: 15:01
4.3/5 - (49 امتیاز)     “قصه دوستی ها” اون روز یه روز خاص و مهم بود. اولین روزی که مدرسه ها دوباره باز میشد و سوفیا قرار بود به مدرسه بره ! سوفیا امسال به کلاس دوم میرفت و از این موضوع خیلی خوشحال بود. .اون دیشب با ذوق و شوق به رختخواب رفته […]
داستان کودکانه ژاکت سنجاب - تاریخ: 1401/7/24 ساعت: 15:01
3.2/5 - (24 امتیاز) زمستون شده بود و سنجاب کوچولوی قصه ی ما داشت تو جنگل به سمت لونه ش می رفت. پشت سرش دمش تکون می خورد و از این ور به اون ور می رفت. وقتی که به لونه ش رسید با خودش گفت : « دیگه زمستون شده و من باید ژاکتم […]
داستان کودکانه ماجرای زرافه و پرنده - تاریخ: 1401/7/16 ساعت: 19:17
3.6/5 - (38 امتیاز)     روزی روزگاری در کنار جاده ای که به جنگل میرسید روی سیم های تلفن پرنده ای زندگی می کرد. در همون نزدیکی زرافه ای هم زندگی می کرد که بیشتر وقتش رو کنار تیرهای بلند چراغ برق می گذروند. راستش پرنده و زرافه قصه ما اصلا رابطه خوبی با […]
داستان کودکانه یک ستاره در اتاق لنا - تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 18:30
4.7/5 - (42 امتیاز)       لنا اون روز توی مدرسه روز خوبی رو نگذرونده بود.. هیچ چیز اونجوری که لنا دلش می خواست پیش نرفته بود. توی کلاس نقاشی نتونسته بود نقاشی مورد علاقش رو بکشه .. توی کلاس ورزش نتونسته بود به خوبی توپ رو پرتاب کنه و از همه مهم تر […]
داستان کودکانه مجبورم نکن پرواز کنم - تاریخ: 1401/7/7 ساعت: 14:45
4.1/5 - (38 امتیاز)       در لابه بلای شاخه های سرسبز و پر از برگ چنار، روی یکی از بالاترین شاخه ها ، لانه گنجشکی بود. توی لانه مامان گنجشکه با دقت روی چهار تا تخمش نشسته بود تا اونها رو گرم و نرم نگه داره .. جوجه گنجشک ها کم کم آماده […]
داستان کودکانه این جعبه مال کیه؟ - تاریخ: 1401/7/2 ساعت: 14:43
4/5 - (35 امتیاز)       یک روز آفتابی روباه و گربه در حال قدم زدن توی خیابون بودند که ناگهان چشمشون به یک جعبه بزرگ افتاد..روباه گفت:” نگاه کن! اون جهبه رو میبینی؟ شرط می بندم که از ماشین حمل بسته ها افتاده ، پس این جعبه مال ماست.. چه شانس خوبی!” گربه […]
داستان کودکانه مکان مورد علاقه هکتور - تاریخ: 1401/6/30 ساعت: 21:05
3.5/5 - (58 امتیاز)         یکی بود یکی نبود. تو جنگل سرسبز قصه ها جوجه تیغی بامزه و دوست داشتنی ای زندگی می کرد به اسم هکتور.هکتور عاشق خونه ش بود و اونو خیلی دوست داشت، خونه ی هکتور جای مورد علاقه ی اون بود. تو خونه همیشه کارهایی زیادی برای انجام […]
داستان کودکانه راز رنگین کمانها - تاریخ: 1401/6/28 ساعت: 20:46
4.4/5 - (65 امتیاز)     ببینم بچه ها جونم تا حالا دلتون خواسته که کارآگاه باشید؟ به معماها و پیدا کردن جوابشون علاقه دارید؟ اگر حل کردن معما رو دوست دارید این قصه مخصوص شماست. امروز می خوام یک قصه جذاب و شنیدنی براتون تعریف کنم به اسم راز رنگین کمان.. یکی بود یکی […]
داستان صوتی کودکانه شانس لی لا - تاریخ: 1401/6/23 ساعت: 12:57
4.7/5 - (30 امتیاز)     این لی لا ئه کفشدوزک ها به خوش شانسی معروفن و لی لا فکر میکرد که واقعا خیلی خوش شانسه. اون برای هر موقعیتی یه وسیله ی شانس داشت! چند تا جوراب خوش شانسی! یه دونه برگ خوش شانسی! یه فنجون شانس! یه دونه قاشق شانس! یه مداد خوش […]
داستان کودکانه پادشاه آرامش - تاریخ: 1401/6/21 ساعت: 1:32
4.2/5 - (68 امتیاز)     در یک شهر بزرگ و زیبا گوریلی زندگی می کرد به اسم ماروین. ماروین مثل گوریل های دیگه نبود بچه ها.اون هیچوقت پاهاش رو به زمین نمی کوبید، اون هیچوقت دلش نمیخواست که دعوا کنه و هرگز محکم به سینه ش نمیکوبید و فریاد نمی کشید. ماروین متوجه چیزهایی […]
دم قورباغه - تاریخ: 1401/6/15 ساعت: 19:42
4.7/5 - (36 امتیاز) یکی بود یکی نبود ، در کنار جنگلی انبوه برکه ای بود که در اون یه قورباغه زندگی میکرد. هنوز از به دنیا اومدن قورباغه زمان زیادی نگذشته بود . اول اون خیلی کوچولو بود اما حالا کم کم داشت بزرگ میشد .چند روز بود که مرتب از توی آب به […]
داستان کودکانه شیرکوچولو از چی می ترسید؟ - تاریخ: 1401/6/13 ساعت: 14:39
4.5/5 - (39 امتیاز)       یکی بود یکی نبود . توی بیشه زار سرسبز شیر کوچولویی بود به اسم ویلی .. ویلی پنجه های تیز و برنده ای داشت که می تونست باهاشون هر کاری بکنه ، همینطور ویلی دهان بزرگی داشت که می تونست بلندترین غرش ها رو بکنه . اون مثل […]
داستان کودکانه قورباغه باسواد - تاریخ: 1401/6/11 ساعت: 10:45
4.8/5 - (33 امتیاز)     یکی بود یکی نبود در یک باغ بزرگ و سرسبز که پر از درختا و گل های زیبا و رنگارنگ بود تعداد زیادی قورباغه در کنار هم زندگی میکردن. در بین این قورباغه ها یه قورباغه ای زندگی میکرد که خیلی تنها بود و هیچ دوستی نداشت بچه ها. […]
دیزی ، مرغ پرنده - تاریخ: 1401/6/8 ساعت: 22:25
4.7/5 - (33 امتیاز)         یکی بود یکی نبود روزی روزگاری در یک دهکده سرسبز و زیبا مزرعه کوچکی قرار داشت ، توی این مزرعه قشنگ یک جوجه مرغ کوچولو به همراه مادرش زندگی میکرد.اسم این جوجه کوچولو دیزی بود. دیزی همیشه آرزوداشت که وقتی بزرگ تر شد بتونه مثل پرنده ها […]
داستان کودکانه خرس شکمو به دردسر می افتد - تاریخ: 1401/6/4 ساعت: 17:02
4.7/5 - (23 امتیاز)         روزی روزگاری توی جنگل قصه ها کنار دشت سرسبز ، خانواده خرسی ها زندگی می کردند. کوچکترین عضو خانواده خرسی ها یک خرس تپل و پشمالو بود به اسم جیلی . جیلی عاشق بازی کردن و قل خوردن توی چمن ها و همچنین عاشق غذا خوردن بود. […]
بلبل مغرور - تاریخ: 1401/6/2 ساعت: 16:10
4.3/5 - (36 امتیاز) یکی بود یکی نبود. در باغ سرسبز و بزرگی حیوانات و پرنده های زیادی در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند. در این باغ سرسبز پرنده های رنگارگ و خوش صدا و حیوانات زیبا و مرهبان زیادی وجود داشت. هر روز صبح که خورشید خانم خودش را به […]
قصه صوتی کودکانه میمون پرحرف - تاریخ: 1401/5/31 ساعت: 15:48
4.4/5 - (37 امتیاز)       یکی بود یکی نبود. روزی روزگاری یک میمون کوچولو بود به اسم چارلی که خیلی پرحرف بود و زیاد حرف می زد. بر خلاف دوستهاش توی جنگل اون اصلا به نقاشی و ورزش و موسیقی علاقه ای نداشت. چارلی فقط دوست داشت حرف بزنه .. اون هر جایی […]
داستان کودکانه لوکا، لاک پشت شجاع - تاریخ: 1401/5/29 ساعت: 13:09
3.8/5 - (45 امتیاز)         توی یک اقیانوس بزرگ و آبی لاک پشت کوچولویی زندگی می کرد به اسم لوکا. xa0. لوکا عاشق این بود که به همراه گروه لاک پشت هایی که بیشترشون از لوکا بزرگتر و قویتر بودند شنا بکنه.. اون در کنار اونها احساس بزرگی و قدرت می کرد… […]
قصه صوتی کودکانه لاک پشت فداکار - تاریخ: 1401/5/24 ساعت: 16:53
4.4/5 - (36 امتیاز)     یکی از روزهای گرم تابستان که آفتاب شدیدی به جنگل می تابید یکی از درختان بلند جنگل بر اثر گرمای زیاد آتش گرفت. آتش خیلی زود به بقیه درختها هم رسید و بخش زیادی از جنگل در اثر آتش از بین رفت. حیوانات جنگل که خونه هاشون رو از […]

برچسب‌های مرتبط

کیک فنجانی با مرکز مذاب | پخت کباب دیگی | تهیه کباب دیگی | روش پخت کباب دیگی | طریقه پخت کباب دیگی | آموزش پخت کباب دیگی | نحوه پخت کباب دیگی | طرز پختن کباب دیگی | طریقه پختن کباب دیگی | پختن کباب دیگی